شعرم
همه تن چشم شدم خیره شدم ترا ندیدم تو کجا ی من نهانی که ز تو نشان ندیدم اگر از روز و شب و سال و مه و حال خبر دار به کجا روم اگر من رخ تو مها نبیبنم ...
نویسنده :
سپیدار
23:32










