ایران چو ققنوس به پا می خیزد
در این بهبوهه سرد نا امید کننده اندوه یاد وطن مرا دلگرم میسازد هرگاه که دلسردی این زمهریر شوم نشان دلم را بهم می ریزد و مرا به باتلاق اشفتگی های شوم می کشاند به گرمای پرچم در اهتزار امده مادرم می اندیشم و به دست های گرم مشت شده مادرانی که هزاران فرزند دادند تا سایه این مادر پاک سرشت ما ایران بر سر ما بماند به تاریکی ها امیدی ندارم سپیده سر باز خواهد کرد من ، چادر مادرم را روی سرم می کشم و غرق رویا میشوم لالایی های مادرانه مادران وطنم کودک نا ارام مرا به خواب می برد و ترس های مرا فرو می ریزد به مادرم ایمان دارم به صبح طلوع فجر ایمان دارم به مرگ ضحاک های کودک کش بی...









