وبلاگموبلاگم، تا این لحظه: 5 سال و 4 ماه و 4 روز سن داره
⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡، تا این لحظه: 5 سال و 2 ماه و 20 روز سن داره

مُهمَلاتِ یک ذهن پر از انباشته های احساسی و ادبی

الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ☘🌱

نامه ای از جانب سایه ، پیشکش نگاه یکایک شما عزیزانم

شواهد اینکه من بچه مثبیتم برای اثبات به تانیا خانوم😢😢😢😢

گذری به گذشته

درود فکر کنم خیلی وقته اینجوری پست نداشتم 😅 چه خبرا ؟ امسال کلاس تابستونی زیادی نرفتم  یک کلاس زبان رفتم یک کلاس خط که توی همین کلاس خط هزار جور هنر یاد گرفتم استادمو دوباره عوض کردم ..... استاد قبلیم تایمش توی زبام کلاس زبانم بود  خیلی خوب درس میده ..دوست دارم کلاسشو  محیطشم بد نیست  از کوچیک داره تا بزرگ راستی ...دیگه تب قلم خیرزانم شکست  یک مدت طولانی دل  دل میکردم قلم خیرزان بگیرم  رفتم دزفولی درشت گرفتم ...(خیرزان نگرفتم 😅😅😅) حالا توی دوره خوش هستم  البته هنوز  باید  اون آزمونهای شهریور رو بدم  خوب... راستی شاعری چیشد ؟ آها...اونم...
17 مرداد 1403

عکس جشن سایه..

خب تولدم (تولد من و خواهرم) برگزار شد  و عکس میز شام... یکی از ژله ها کهکشانی و کج درست کردم (طبقه هاشو با رنگهای خاص پر کرده بودم ) تو عکس نیست ، یکی هم که کل زحمتم روش بود کلا تو یخچال مونده بود😄😄🌸دوتا الویه هم تزیینش با من بود 😄😄🌸🌸 کیک من. راستی برای ژله بستنی ، لایه هاش باید با ژله الوورا و بستنی ترکیب میشو بعد می ریختم بعد لایه رنگی بعدی تا قاطی نشه ... گلوکز مایع و ژلاتین هم به هر لایه می زدم تا سفت بشه موقع از قالب کنده شدن وا نره ... این پروسه از ظهر یکشنبه تا ۴ صبح دوشنبه (روز تولد) ادامه داشت و من تا خوابیدم ۸ صبح با صدای ظرف و گاز و... توسط مادرم بیدار شدم 😐💔 پ.ن  راستی همکلاسی های من هم بودن ...
6 تير 1402

در نظر بازی ما _ حضرت حافظ

در نظربازیِ ما بی‌خبران حیرانند من چُنینم که نمودم دگر ایشان دانند عاقلان نقطهٔ پرگارِ وجودند ولی عشق داند که در این دایره سرگردانند جلوه‌گاهِ رخِ او دیدهٔ من تنها نیست ماه و خورشید همین آینه می‌گردانند عهد ما با لبِ شیرین‌دهنان بست خدا ما همه بنده و این قوم خداوندانند مُفلِسانیم و هوایِ مِی و مُطرب داریم آه اگر خرقهٔ پشمین به گرو نَسْتانند وصلِ خورشید به شبپَرِّهٔ اَعْمی نرسد که در آن آینه صاحب‌نظران حیرانند لافِ عشق و گِلِه از یار زَهی لافِ دروغ عشقبازانِ چُنین، مستحقِ هجرانند مگرم چشمِ سیاهِ تو بیاموزد کار ور نه مستوری و مستی همه کس نَتْوانند گر به نُزهَتگَهِ ارواح ب...
31 خرداد 1402

من صحبت میکنم.

به نام ایزد یکتا هستی بخش  نیکی کنیم و نیکی را پاس بداریم و نیک زندگی کنیم و نیک نام باشیم و نام دیگران را نیک بداریم و نیک زندگانی کنیم تا آنجا که به مرگ برویم و نیک نام به خواب ابدی برویم .. این سخنی است که شما را بدآن سفارش میکنم بانو سایه هستم  احوال شما ؟ روز و روزگاراتان شاد و بر وفق مراد و ایام به کام و شیرینی اش به جان  بنده ۲۴ تعطیل و انشاالله در آینده سیر مفصل و کامل ایام امتحانات به شرح داده  و نیم نمره فیزیکی ماجرای من و مهنا است را کامل تعریف خواهم کرد. بدرود و در پناه ایزد توانگر یکتا به شادی و خوشی
28 خرداد 1402

روز ....🙂

روزای عجیبی که روز به روز خوب و بهتر میشن!

این روزها خیلی عجیب شده .. خداردشکر من بهتر شدم ، الحمدلله اوضاع رو به رواله و دوباره همون جو دوستی بین ماها برقرار شده ! من و مادام (لقبشه😂) رابطمون خوب شده  کم کم درسامو دارم بهتر میخونم  دیگه کمتر کسیه که اذیت کنه ، باهم میخندیم ، باهم غصه میخوریم و با هم لذت میبریم ! امروز عربی نداشتیم ، والیبال بازی کردیم و من تا تونستم جیغ زدم ! اسممو برای تک نوازان مدرسه نوشتند ! مادربزرگم خونمونه و قراره برم والیبال  دیروز هم کلی دوچرخه سواری بعد از ظهری کردم(خیلی خوب بود) تسلطم روی نت نوازیم بیشتر شده🙃🙃 خدایا اینو میدونم که میبینی بدون بابت تک تک لحظات اینروزها ازت اونقدر ممنونم که حد نداره  از ته...
18 مهر 1401