وبلاگموبلاگم، تا این لحظه: 5 سال و 4 ماه و 4 روز سن داره
⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡، تا این لحظه: 5 سال و 2 ماه و 20 روز سن داره

مُهمَلاتِ یک ذهن پر از انباشته های احساسی و ادبی

الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ☘🌱

نامه ای از جانب سایه ، پیشکش نگاه یکایک شما عزیزانم

سال نو مبارک همه

سال جدید مبارک 🫠 امیدوارم به برکت پرچم اقای غیورمون حضرت عباس خدا توی این سال بهمون برکت بده و به ما توان بیشتری برای مقابله با مشکلات و رسیدن به موفقیت عطا بکنه و به ما کمک کنه 🙏🏻🌸🫠( مثل همیشه که به ما کمک میکنه ) ...
29 اسفند 1404

ماجرای کلاس خط و ازمون امروز (بخش یک )

درود  امروز ازمون داشتیم  ازمون دوره مقدماتی و متوسط رو دادم ( قبلا میشد دوره خوش رو هم بدم ولی الان بدون مدرک متوسط نمیشه) روز سه شنبه رفتم از یک استاد دیگه قلم و مرکب گرفتم ( برای ازمون باید با مرکب مشکی امتحان بدیم که داشتم ، مرکب نارنجیم فاسد شده بود کلا رفتم قهوه ای گرفتم )(پی نوشت : سایه .... کلکسیون انواع مدل و رنگ مرکب خطاطی ☺️☺️) قلمم انصافا خیلی خوش دست و تراش استاده هم عالی ...  خیلی باهاش نوشتم پست قبلم یکی از کارامه  با همون مرکب جدید و قلم نو  خدایا شکرت🙏🏻🙏🏻☺️ امروز ساعت ۲ رفتم انجمن خوشنویسان تا ۳ امتحان دوره مقدماتی دادم کاغذ امتحان رو خودشون دادن ولی منم کاغذ گلاسه برد...
8 شهريور 1403

گذری به گذشته

درود فکر کنم خیلی وقته اینجوری پست نداشتم 😅 چه خبرا ؟ امسال کلاس تابستونی زیادی نرفتم  یک کلاس زبان رفتم یک کلاس خط که توی همین کلاس خط هزار جور هنر یاد گرفتم استادمو دوباره عوض کردم ..... استاد قبلیم تایمش توی زبام کلاس زبانم بود  خیلی خوب درس میده ..دوست دارم کلاسشو  محیطشم بد نیست  از کوچیک داره تا بزرگ راستی ...دیگه تب قلم خیرزانم شکست  یک مدت طولانی دل  دل میکردم قلم خیرزان بگیرم  رفتم دزفولی درشت گرفتم ...(خیرزان نگرفتم 😅😅😅) حالا توی دوره خوش هستم  البته هنوز  باید  اون آزمونهای شهریور رو بدم  خوب... راستی شاعری چیشد ؟ آها...اونم...
17 مرداد 1403

سایه به زور می نویسد😂💔💔

الان که فعلا کلاس دارم ... ولی بعدا کاملش میکنم... شعر جدیدی که با تخلص ظهور نوشتم شعر : دریا ای از کف ما رفته به هجران به سلامت  خوش می روی و رفته ای از جان به سلامت  با هر قدمت جان به تن خسته دمیدی  رفتی و گذشتی ز همه ، ای به سلامت  در دایره دل همه بودی تو ملامت  آخر چه گذشتی ز دل ای دل به سلامت  در دل همه از رفنتت ای ، حزن دمیده  ای خانه ات اباد تو ای دل به سلامت  رفتی و گذشتی ز همه چون به سلامت  در راه تو من مانده ام و حرف و ملامت  رفتی و گذشتی زهمه تا به قیامت  من در پی تو رفته ام ای دل به سلامت .. ...
20 تير 1402

من صحبت میکنم.

به نام ایزد یکتا هستی بخش  نیکی کنیم و نیکی را پاس بداریم و نیک زندگی کنیم و نیک نام باشیم و نام دیگران را نیک بداریم و نیک زندگانی کنیم تا آنجا که به مرگ برویم و نیک نام به خواب ابدی برویم .. این سخنی است که شما را بدآن سفارش میکنم بانو سایه هستم  احوال شما ؟ روز و روزگاراتان شاد و بر وفق مراد و ایام به کام و شیرینی اش به جان  بنده ۲۴ تعطیل و انشاالله در آینده سیر مفصل و کامل ایام امتحانات به شرح داده  و نیم نمره فیزیکی ماجرای من و مهنا است را کامل تعریف خواهم کرد. بدرود و در پناه ایزد توانگر یکتا به شادی و خوشی
28 خرداد 1402

افسردگی از توی خانه ماندن لعنتی...

حالا بیشتر قدر در مدرسه بودنمان را میفهمم با اینکه آنروزها دبیران قصد جان روح و روانمان را داشتند.... اما حالا با دو هفته ی تلخ ، درناک و لعنتی روز به روز بیشتر دلتنگ مدرسه میشوم... از خانه ماندن بیزارم... چون صندلی نم زده کنار ساحل ، افکارم در حال پوسیدن است ، فرصتی برای نو شدن خدایا.... ...
27 دی 1401

روز ....🙂

برای خودش...

برای من.. من عزیز زیبای قشنگ مغرور خاص!... اینروزها درگیرم! درگیر موسیقی ، شعر ، متن و از همه مهمتر درگیر صادقانه زیستن.. ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ صادقانه زیستن چیست؟ اگر برای شادی خودت و عزیزانت تلاش بکنی اگر بر تو مسئولیتی واگذار شد آنرا برای خوشحالی خداوند ، خودت و فرد محول کرده آنرا درست و با تمام توان انجام بدهی  هرروز را به طور تازه  و متفاوتی بگذرانی و هیچگاه از لحظات زندگیت برای صرف غم پوچ در حالی که کلی فرصت برای شادی هست  ،استفاده نکنی و هرگز از کمک کردن به همنوع...
29 شهريور 1401