جنگل
پ.ن بالاخره پس از جست و جوهای فراوان برای یک مشاور تحصیلی از طریق تیم استاد ریاضیم با یکی از فارغ التحصیل های مدرسه خودمون برای از اول مهر مچ شدم (شکر شکر شکر خداکنه خوب پیش بریم) ...
این داستان : سوسن ته گرد
غارتگر خیلی جدی اومده با عصبانیت : مامان بهش بگو (به من)به من یدونه سوسن ته گرد بده"
هلالی جغتایی
عجب شکستهدل و زار و ناتوان شدهام! چنان که هجر تو میخواست، آنچنان شدهام تو آفتابی و من ذره، ترک مهر مکن که در هوای توام، گر بر آسمان شدهام به گفتوگوی تو افسانه گشتهام همهجا به جستوجوی تو آواره جهان شدهام خدای را، دگر، ای باد، سوی من مگذر که من به کوی کسی خاک آستان شدهام چه گویم از تن بیمار و کنج محنت خویش؟ به تنگنای لحد مشت استخوان شدهام دلم ز شادی عالم گرفته است ولی غمی که از تو رسیده است شادمان شدهام از آن شده است، هلالی، دلم شکافشکاف که ناوک غم و اندوه را نشان شدهام ...
نویسنده :
سپیدار
0:46
به زودی مدرسه اسرا اینا
pov: یک روز عادی کلاس اسرا شون با حضور ریحانه اسرا و ریحانه ☝🏻 ...
خوابم نمی بره
ساعت ۱ و نیم نصفه شبه من هنوز بیدارم و خوابم نمیبره و این در حالیه که ۱ ساعت پیش از شدت خواب داشتم غش میکردم. ...










