شهید (باز نویسی ۷ یا ۸ م)
انان که در ایینه های ابدیت جام از کف عشاق گرفتند و چشیدند رفتند در ان اینه ها بازنگشتند راهی که در ان راز بقا بود و دیدند از خون جوانان وطن لاله دمید و انرا چو شراب از دل هر لاله کشیدند از غیرت خونین رگشان مست شد انکه میخواست برای وطنش لاله بچیند از قامت سرو قدشان سرو خمید و در هیبت پر مظهرشان کوه تکیده است از شدت و این مظهرشان نیست توانم تا انچه توانم ، بتوانم که نویسم از خون رگ پر عطشان جوی روان شد سیراب شدند تنشه لبان ابدیت ای کاش در ان راز سفر راه روان بود تا مثل سبک بال سران ، زود پریدن ... ...
نویسنده :
سپیدار
21:12






