وبلاگموبلاگم، تا این لحظه: 5 سال و 4 ماه و 9 روز سن داره
⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡، تا این لحظه: 5 سال و 2 ماه و 25 روز سن داره

مُهمَلاتِ یک ذهن پر از انباشته های احساسی و ادبی

الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ☘🌱

شهید (باز نویسی ۷ یا ۸ م)

انان که در ایینه های ابدیت  جام از کف عشاق گرفتند و چشیدند رفتند در ان اینه ها بازنگشتند  راهی که در ان راز بقا بود و دیدند از خون جوانان وطن لاله دمید و انرا چو شراب از دل هر لاله کشیدند  از غیرت خونین رگشان مست شد انکه میخواست برای وطنش لاله بچیند  از قامت سرو قدشان سرو خمید و  در هیبت پر مظهرشان کوه تکیده است  از شدت و این مظهرشان نیست توانم تا انچه توانم ، بتوانم که نویسم از خون رگ پر عطشان جوی روان شد  سیراب شدند تنشه لبان ابدیت  ای کاش در ان راز سفر راه روان بود  تا مثل سبک بال سران ، زود پریدن ... ...
23 ارديبهشت 1405

من و اسانسور

این اخرین چیزیه که مینویسم  من چند سالیه با اسانسور درگیری های مختلف دارم باور کنید احساس میکنم ملت بهم میگن اُمّل،  (البته ترس از پله برقی هم که رسوام کرد بماند) از گیر کردن لای در اسانسور که ۵ ..۶ بار رخ داده🤦🏻‍♀️ تا گیر کردن توش (توی ۶ سالگیم) و اینکه وقتی میرم توش ، از شانس من خر قاطی میکنه اموزشگاه کنکورم جای اول که بود یه روز با یکی از همکلاسی های اونجا سوار سوم هرچی میزدم همکف کار نمیکرد ، کل ساختمون رو سه ، چهار بار رفتیم ، طبقه پنجم کمپ ترک اعتیاد بود حدودا ۳ بار مارو برد اونجا تا بالاخره رفتیم همکف🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️ دختره گفت دیگه باتو من سوار نمیشم  امروز هم که اموزشگاه کنکورم جاش عوض ...
15 ارديبهشت 1405