وبلاگموبلاگم، تا این لحظه: 5 سال و 4 ماه و 14 روز سن داره
⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡، تا این لحظه: 5 سال و 3 ماه سن داره

مُهمَلاتِ یک ذهن پر از انباشته های احساسی و ادبی

الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ☘🌱

به وقت نصفه شبی..

اینروزا حال خیلی خوبی دارم خیلی خوب.. انگار خدا داره باهام چای مینوشه.. شهریوره یکم دلم گرفته و دروغ چرا ، میترسم. خیلی به بعضی چیزا وابسته شدم.. دنیای سوفی رو خوندید؟ من میترسم نتونم تموم کنم تا قبل مدرسه ها خیلی جالبه ، بعدا کامل و جامع نقد میکنم اما....... ....... تا حالا دقت کردید چرا جهان به وجود اومد؟ چرا ما خلق شدیم؟ جهان چیه؟ شبه و صدای باد نسیم سردی میاره تو اتاق که نشونه رفتن تابستان قشنگمه. دوشنبه با دوچرخه رفتم کلاس والیبال  سه شنبه استادم کلاسمو کنسل کرد رفتم کلاس 3D max 9 مدرسه بیخیال الان زمین و زمان دست به دست هم دادن پستمو ادامه ندم... پ،ن  میزم اتاقم تازه ...
2 شهريور 1401

شجاعت..

آره اون شجاع بود ، اما من نبودم ، میدونی چرا؟ چون چیزی که من داشتم بیشتر از پنج کامه محدود شده بود...
2 شهريور 1401

تولد آناهل خانم با ۷ روز تاخیر مبارک

اناهل خانم دختری که همیشه خدا نیست نوه ی منم فکر نکنم بتونه پستتو بخونه تولدت مبارک❤️❤️❤️‍🩹💝💝💝💝💝💝❤️‍🔥😊😊😊🎻
31 مرداد 1401

روزهای گاهی سپید ، گاهی سیاه برای من پارت ۲۵

 چند ماه پر از مشغله برای سایه گذشت.. نزدیک های بهار که شد ، سایه همچنان به دعوت های اقوام برای جشن نوروز باستانی جواب منفی داد و سعی داشت که در نیویورک بماند. بالاخره سال تحصیلی تمام شد و خیال سایه از آزمون کیتی راحت.. در پایان دومین ماه تابستان سایه یکروز ، یک تصمیم جدی گرفت. آرام به اتاق اصلی رفت ، جایی که از دست جو و کتی در امان نبود ، بخش کتابهای او! روی مبل نشست و با حالتی که کتی و جو که درحال گشت زنی در کتابخانه بودند ، بشنوند گفت : _ خب خب خب ، من که قراره یه بلیط بگیرم برم پیش مامان بابام ، شما رو نمیدونم...من که میرم ولی شاید اگه بخوایید ببرمتون . جو با بی توجهی گفت : _ نه ممنون. کتی گفت : منم کار ...
30 مرداد 1401

معرفی نمایشنامه جدیدم...برف در تابستان

بخش از زندگی دختری که... احساس نبودی و هیچ می‌کرد.. مورد تمسخر قرار میگرفت و هبچکسی برای درک نداشت تا اینکه از فراسوی باور ها.. یک فرشته آمد...
30 مرداد 1401