وبلاگموبلاگم، تا این لحظه: 5 سال و 4 ماه و 7 روز سن داره
⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡، تا این لحظه: 5 سال و 2 ماه و 23 روز سن داره

مُهمَلاتِ یک ذهن پر از انباشته های احساسی و ادبی

الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ☘🌱

ازار دیدن و ازار دادن

واقعا از کائنات ممنونم که با درگیرر کردن مامانم و خواهراش و هم چنین افزودن به رفتارهای روی مخ بابام ، سال کنکور بدون تنشی رو برام فراهم کرد . امسال بابام اپدیت شده و ۴۰ تا رفتار گه دیگه بهش اضافه شده و منم بدنم با خطای ۴۰۴ همچنان داره برای خودش ویراژ میده و با کمترین تنشی ارور میده.
20 مرداد 1405

امیر و فاطمه

دوستان یه زوج سندرم داونی تقریبا معروف به اسم امیر و فاطمه بودند که چند روز پیش امیر بر اثر بیماری به کما رفت و فوت کرد .برای ارامش روح اون و همسرش فاطمه که نوید بخش و پرچمدار توانمندی افراد دچار به این سندرم هستند لطفا دعا بکنید .لااقل با ذکر یک صلوات به امید اینکه توی ایران به این افراد بها و اماکانات بیشتری که شایسته اش هستند اعطا بشه و به اونها کمک و اموزشهای لازم داده بشه تا بشه از اونها هم به عنوان افراد مفید و تاثیر گذار و سازنده ای در جامعه بهره برد ...
19 مرداد 1405

عجب

غارتگر پیج زده این چیزا رو استوری میکنه😑😑👌🏻 پ.ن اینروزا مامانم شدیدا اونو مورد پیگرد قضایی قرار. داده و از بس باهاش ازمون قلم چی تحلیل کرده و سرش باهم بحثشون شده و حتی کار به فحش کاری هم  داشت تقریبا می رسید که خداروشکر کارشون تموم شد . ...
14 مرداد 1405

ترومای لعنتی

خودمو کنترل میکنم . کنترل میکنم یهو ترومای لعنتی میزنه بیرون و منفجر میشم.....لعنت به همه اتون
13 مرداد 1405

نی نی وب؟پناه بی پناهی من

امروز مامانم وسط گریه هاش میگفت گریه نکنم مادرم مرد و گفتن گریه نکن اقات(پدرش) ناراحت میشه پدرم مرد گفتن گریه نکن خواهرات نارحت میشن  خواهرم سرطان گرفت گریه نکن شوهرش ناراحت میشه . بقیه نارحت میشن .سایه میگه تو منو درگیر کردی کنکور دارم برای حال خودم و فشارهام گریه نکنم شما ها(من و غارتگر و بابام) ناراحت میشین  اون لحظه داشتیم دعوا میکردیم اما الان قلبم عمیقا براش اتیش گرفت و بعدش برای خودم که حتی کسی رو ندارم که بخاطرش خودمو کنترل کنم دلم گرفت عمیقا  هم برای اون زن بیچاره و هم برای خودم .من بیچاره و بیکس که هیچکسی رو ندارم اگر یه روزی به سن مادرم برسم این شکاف و تنهایی عمیقا بیشتر حس میشه...پس اینروزا دار...
6 مرداد 1405

نهایی

امتحان امروزم رو واقعا بد دادم و واقعا دلم مبخاود با کسی صحبت کنم ...احتمالا خودمو مسخره کنم و زنگ بزنم ریحان
27 تير 1405

مکالمه من و خالم

خالم:خانومه یجوری بود مثلا پرهیجان شیطون بود خیلی  من:خوب اینکه خوبه خالم:نه نگاه شیطون خیلی هیجانییی یکیم عادی نبود عصبانی من:خو الان همه اینجورین خالم :نه یکمی زود واکنش نشون میداد یکیم هیجانش عصبانی بود من:خاله سلیطه منظورته😏 خالم :اره🤦‍♀️😓 من:خوب راحت باش😂👌👌
24 تير 1405