امید واهی
امیدوارم بخوابم و چشامو واکنم و همون سایه جان کلاس نهم باشم.🙂 و اون به جای من بیدار بشه
شواهد اینکه من بچه مثبیتم برای اثبات به تانیا خانوم😢😢😢😢
...
نویسنده :
سپیدار
2:55
سایه فوق موفق ۱۴۰۳_۱۴۰۴😎 , سایه جان و کنکور...🙃🙃😍😍😍🌸🌸🙂🙂 , تفریح خوب , آرزو های خوب خوب و قشنگ , به وقت متن , متن های قشنگ قشنگ , حال خوب , به وقت حال خوب , دوستان بامزه و باحال من😂😂 , خنده😂😂😂 , خرابکاری های من , مود سایه , یا ابالفضل🤯🤯🤯 , آی هرمیون فوضول😐 , هرمیون نرو🥲 , هرمیون دخالت نکن🥲 , اندر احوالات من , روزمره ها/ پارت مرداد😊❤️❤️❤️1401
اتمام رمانم بعد ۵ سال
ویل عزیز سایه هستم سایه تو ، هنوز با خودم مردد هستم که این نامه را برایت بفرستن یا نه میدانی که وقتی این نامه را بفرستم تو احتمالا در حالی انرا میخوانی که میان من و تو فرسنگ ها فاصله است ، اما اکنون نامه را در حالی مینوسم که تصور میکنم تو اینجایی و در مقابل من نشستی و با چشم های ابی زیبای خودت باز هم باهمان نگاه تحسین امیز و دوست داشتنی ات به من خیره شدی ...البته تو اکنون در کنار منی ، روی تخت کنار صندلی همراه که من نشسته ام ، دراز کشیدی و در خواب فرو رفته ای ، خوابی که ناشی از خستگی امروز صبح بود ، خوابی که من با بیدار کردنت در اولین لحظات شروع صبح از تو دریغ کرده بودم،،. مهربانم میدانی بعد از رفت...








