وبلاگموبلاگم، تا این لحظه: 5 سال و 4 ماه و 22 روز سن داره
⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡، تا این لحظه: 5 سال و 3 ماه و 8 روز سن داره

مُهمَلاتِ یک ذهن پر از انباشته های احساسی و ادبی

الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ☘🌱

سلام

سلام به همه ی شما دوستان خوبم در سراسر ایران پهناور 🌺 اینروزها ی من زیادی کسل کننده است . البته کارنامه ام رو گرفتم یکمی سرحال اومدم🙂 از اینکه ویولن رو متوقف کردم احساس گناه و ندامت دارم🥲 خب بنده تقریبا از دیروز اخلاقياتم یهویی تغییر کرد! چطور ؟ خب فقط رفتم پینترست و سرچ کرد : شاهکار کاشی کاری ایرانی  و با موجی از خلاقیت ها و ایده ها شکوفا شدم🙂 به من نمیگن پاترهد ها🙂 به من میگن منتقد کتاب 🙂 ...
20 بهمن 1400

روزهای گاهی سپید ، گاهی سیاه برای من پارت ۱۳

جو خندان گفت : _ دیگه اینم مسولیت خودته ! راستی طبقه ی همکف مال آموزگاران و.... طبقه دوم هم اتاق های ساکنین اینجاست ، امشب معرفی میکنم. اینجا از ۱ تا ۱۲ سال رو هم برای پسران هست و هم دختران ، بعدش هم فقط دختران که طبقه ی ششم و هفتم هستن. بقیه توضیحات با خانم اسمیتلینگ هست. سایه ناباور وارد اتاق شد و بلافاصله گوشی اش را روشن کرد . هیچ پیغامی نبود به جز ..... اوه خدای من ! یک پیغام از طرف اما !!!! + سایه ی عزیز ، میشه بدونم کجا رفتی ؟ سایه اینقدر از شدت خنده دار بودن پیام، خندیده بود که اشک‌هایش روان بود . روی تخت دراز کشید و نوشت : -نیویورک ، دبیرستان و دبستان هنر های برگزيده نیویورک. سپس تلفنش را خاموش کرد و نا گهان به خواب رفت...
17 بهمن 1400