وبلاگموبلاگم، تا این لحظه: 5 سال و 4 ماه و 6 روز سن داره
⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡، تا این لحظه: 5 سال و 2 ماه و 22 روز سن داره

مُهمَلاتِ یک ذهن پر از انباشته های احساسی و ادبی

الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ☘🌱

یه روزی یه دختر

یه روزی یه دختر لبش باز میشه به خنده  دلش صاف میشه مثل یک پرنده  چشاش میت میشه با آواز پرنده  دلش شاد میشه و از ته دل میخنده  اون داره رویای های دوری  که میخواد یک کمی صبوری  اما دختر خیلی عجوله  ریزه میزه و خیلی فضوله  می‌ترسه نشه رویای بزرگش یه وقت باعث شکوفایی و رشدش اما نمیدونه چند وقت پیشا  خدا زده مهر قبولی به این رویا ها پ.ن بیاید تو کامنتا صحبت کنیم🙂
17 تير 1401

دید که رسوا شد ، دلم

دیدی که رسوا شد دلم؛ غرق تمنا شد دلم دیدی که من با این دلِ بی آرزو عاشق شدم! با آن همه آزادگی؛ بر زلف او عاشق شدم ای وای اگر صیاد من؛ غافل شود از یادِ من… قدرم نداند…. فریاد اگر از کوی خود؛ وز رشته ی گیسوی خود بازم رهاند دیدی که رسوا شد دلم؛ غرق تمنا شد دلم در پیش بی دردان؛ چرا فریاد بی حاصل کنم؟! گر شکوه ای دارم ز دل؛ با یار صاحبدل کنم وای ز دردی که درمان ندارد… فتادم به راهی، که پایان ندارد از گل شنیدم بوی او؛ مستانه رفتم سوی او تا چون غبارِ کوی او؛ در کوی جان منزل کند وای ز دردی که درمان ندارد! فتادم به راهی؛ که پایان ندارد! دیدی که رسوا شد دلم؛ غرق تمنا شد دلم دیدی که در گ...
2 تير 1401

تصمیم گرفتم💪🏻

تصمیم گرفتم آدم باشم  وقتی یکی نیاز به تعریف داشت در تمجید از اون کم نزارم  وقتی یکی نیاز به همدردی داشت در همدردی به اون کم نزارم وقتی یکی ناراحت بود خودمو بکشم تا یکم بخنده  وقتی یکی دلش گرفته بود غمشو برطرف کنم  تصمیم گرفتم خوب باشم ، چیزی که از ده ها قرن پیش سبک کردن خودشه  شاد کردن کسی ، خوب کردن حالش سبک بودن نیست ... آدمی که تلاش کنه بقیه حالشون خوب باشه و احساس بهتری نسبت به خودشون پیدا کنن بزار بگن سبک بی سیاسته..... نه برای روز قیامت ... نه برای رضا خدا ... نه برای ثوابای خودم ، برای اینکه روزی بقیه نگن نسل آدم منقرض شده.... تصمیم گرفتم آدم باشم💪🏻🤝🏻 آخه.... خیلی وقته آدمیت از ی...
10 ارديبهشت 1401

اتفاقات اخیر

سلام خوبید؟ اینروزها تمرین صبر و مقاومته ولی از نظر من اصلا اینطور نیست  چشمام داره میسوزه از بی خوابی😩 از روز دوشنبه شروع کنم .... امتحانات شروع شده بود ... ساعت آخر والیبال بازی کردیم موقع یار کشی من قهر کردم رفتم😐💔خودم از حرکتی که زدم خندم گرفت😐 باز اومدم رفتم گروه آرمیتا اینا که قوی تریم .. باز مثل همیشه کلاس دیگه هم اومدن (دبیرشون نیومده بود ) یکی از حرفه ای هاشون میخواست بیاد تو گروه ما که دبیرمون نزاشت😐💔 گفت تو بری اون یکیا هیچ شانسی ندارند 💔💔🥲 ولی اون کوتاه نیومد دوست دیگشو آورد گروه ما 🙂 من مثل همیشه کج میزدم 😂 کلی بهتر از عتیقه خان بود (یکی از بچه های اون گروه که اصلا بازیش یه فیلم طنزه) هر بار زد...
24 فروردين 1401

وبلاگ ۹ ماهه ی من🙂

۹ ماه گذشت.... شادی هامو اینجا ثبت کردم غم ها و دردل هامو اینجا ثبت کردم این آخرین ماهگرد وبم توی سال ۱۴۰۰ هست... سالی که اگرچه خیلی چیزارو گرفت  ولی با بهترین چیز های ممکن جایگزین کرد... من اومدم اینجا و دردل هام ، داستان هام و حرف هامو نوشتم  و چه دوستان خوبی که اونها رو حمایت کردند... وبلاگ عزیزم دوستت دارم  نی نی وبلاگ کاش همیشه بمونی تا چند سال دیگه بیام و ب،م  یه روزی یکی بود که می‌نوشت اینجا .... ...
21 اسفند 1400

حال خوب من

 چند روز دیگه که تعطیل بشیم ، بهاره.... بوی گل و سبزه و چمن و دشت تو نفس هامون پیدا میشه..  نمیگم که حتی اون بوی شوینده خونه تکونی چه حالی داره ؟ سیخونک به شیرینی عید... نوشتن تند و تند تکالیف .... خواب تا لنگ ظهر... بلبل... سبزه.... توی شهر ما یه کوچه ای هست که عید که میشه فقط جا داره برای دیدن! سبزه ... سنبل ... ماهی.. لوازم هفت سین... سمنو... سبزی سبزی لو... آکواریوم پر از ماهی‌های قرمز و سیاه ! ماهی  های پرورشی برای سبزی پلو! وای خدا! کلی دسته ها و خوشه های گندم! اصلا عید برای من همون کوچه است! بخش دوم مرورگر شما از پخش کننده پشتیبانی...
16 اسفند 1400

تولد قمری😅😅😅😇😇😊😊😊😊😊😊😌😌😌😌

سایه عزیزم همیشه پر انرژی بمون  خودتو تبدیل به نسخه ی بهترت کن و کاری کن خیالات و رویاهات ،  تبدیل به واقعیت محض بشه😍😍😍😊😊😊 ۲۳ رجب تولدت مبارک  ...
6 اسفند 1400