وبلاگموبلاگم، تا این لحظه: 5 سال و 4 ماه و 19 روز سن داره
⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡، تا این لحظه: 5 سال و 3 ماه و 5 روز سن داره

مُهمَلاتِ یک ذهن پر از انباشته های احساسی و ادبی

الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ☘🌱

چه درسی فکر می‌کردیم آسون بود ولی ، عین چی سخت بود؟ چالش شماره ۳😅😅😅

کدوم در س بود که : فکر می‌کردی مثل آب خوردنه و عاشقشی ولی سخت سخت بودد🤐🤐🤐🤐😬😬😳 کدوم رو فکر میکردی سخت سخت باشه ولی آسون بود🤪🤪🤪😜😜 ...
1 دی 1400

شکار سایه اثر دخترخاله😐

دیشب ویولنم رو برده بودم خونه پدربزرگم ، یکلحظه تبلتمو کنارش جا گذاشتم (بدون رمز😑) دخترخاله و خواهر گرام انواع و اقسام عکس ها با فیلتر ها و ژست های مختلف از من بدبخت گرفتند 😑😑😑😑
1 دی 1400

یلدا مبارک

مادرم 🖤🖤🖤🖤🖤

سلام مادر🖤🖤🖤 دوباره عزادار شدم ، عزادار تو🖤🖤🖤🖤 مادر جانم🖤 مادر خوبم 🖤🖤 چه شد مادر جان؟ چرا صدای بغض های خفه از پشت در می آید؟😢 مادر!  مادرجان! چند بغض را فرو خوردی ؟ چند اشک و ناله را فرو خوردی؟😢😢 مادر تورا به خدا یکبار دیگر صدایم بزن😢 مادر ، میدانی ؟ من یک شبه شکسته شدن پدر را به چشمم دیدم ! وقتی که گیسوان رنگ شب او ، یک شبه به سپیدی گشت😢 مادر جانم! تورا به خدا ، نه برای من ، بلکه برای شادی پدر ... فقط یکبار دیگر بلند شو🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤 مادر هرشب پای پیاده به دنبال مزار گمنامت هستم 😢 مادر جان خودت راه را نشانم بده 🖤🖤🖤 لعنت بر آن شب ظلمانی که غریبانه دختر رسول خدا را به خاک سپردند🖤🖤🖤😢😢😢😢 لعنت ...
28 آذر 1400

خستگی من از شخصیت های رمانم

سلام به همه آقا رفقا امروز یه تلگراف آوند که این رمان تو ادامه نداره؟ امای درونم لج کرده باهام ساز مخالف میزنه  سایه داره رو مخ میره  باباهه مسخره بازی درآورده  جکسون هم😐 (هیچ ایده ای نداره) امّا فصل ۲ رمانم خیلی بهتر شده  ولی همچنان اما حرص میده باهام لج کرده😬😬😬😬😬 اما ی واقعی خونه ما 👆🏼👆🏼👆🏼👆🏼👆🏼 نمیدونم یکی از دوستان میگه با دیدن شخصیت اما یاد هرمیون میوفتم😐😉🤔🤔🤔🤔🤔 نمیدونم والا ، شاید به همون اعصاب خورد کنی🤔🤔🤔🤔🤔🤔🤣 خلاصه که امتحانا و..... حالا دیگه منی که برای بار هفتادم میخونم : هاذا ماذا نه هذین هولا 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣 آبان ماه 👆🏼👆🏼👆🏼👆🏼 ولی الان هیچی هیچی نه بارونی نه بر...
26 آذر 1400