سایه ای بهترین دوستش ترکش کرده چه کنه؟
🙂اونی که فکر میکردم بهترین دوستمه هم ترکم کرد...چه کنم حالا🙃
نویسنده :
سپیدار
23:18
کاش میدونستی خاطرت ..چقدر عزیزه این روزا..اونی که دنیاش بودی تو ، خیلی مریضه این روزا..
مینویسم... همیشه از غیر و هوا و ابر و درخت و عاطفه نوشتم.. از حالا برای خویش مینویسم.. خویشی که در خویش گم شد.. غول پر هراس اضطراب به سراغ دخترک نحیف و رنجور که هنوز التیام زخم های چند ماهه اش کامل نشده می آید.. من... چند سالی ایست غم بزرگی بر دوش دارم . نشد نشد و بازهم نشد نشد که بنویسم و درد را افشا کنم.. فقط دعایم کنید..دعا...
نویسنده :
سپیدار
22:51
آتشی
آتشی در سینه دارم جاودانی عمر من مرگی است نامش زندگانی رحمتی کن کز غمت جان میسپارم بیش از این من طاقت هجران ندارم کی نهی بر سرم پای ای پری، از وفاداری؟ شد تمام اشک من بس در غمت، کردهام زاری نوگلی زیبا بود حُسن و جوانی عطر آن گل رحمت است و مهربانی ناپسندیده بود دل شکستن رشتهٔ الفت و یاری گسستن کی کنی ای پری، ترک ستمگری نیز، فکنی نظری آخر به چشم ژالهبارم گرچه ناز دلبران دل تازه دارد ناز هم معبود من اندازه دارد هیچ دگر ترحمی نمیکنی بر حال زارم جز دمی که بگذرد از چاره کارم دانمت که بر سرم گذر کنی به رحمت اما ...
نویسنده :
سپیدار
17:18
من و هفت سین...
گیر کردن بین چیدن هفت سین ساده یا هفت سین طلایی و همچنین چیدن سنبل های مصنوعی در گلدان چینی و مردن دو تا از ماهی های دیشب و باقی ماندن آن یک ماهی به زور و ماهی در حال مرگ و خرید دو ماهی ریز توسط پدر...
نازنین..آخه تو کجایی
من یک دوست کلاس دهمی دارم که پارسال هنوز قبل رفتنش تو مدرسمون یکم باهاش دوست بودم... چقدر شیرین بود و چقدر جذاب.... الان نمیدونم کجاست ..چی میکنه..... نازنین خاطره ی سال قشنگ نازنین خاطره ی روز بزرگ نازنی.. دخترکی با اندیشه های کوتاه و بلند.. نازنین! حال کجایی نازی تو به کجایی نازی ! چهره ی مهرورزت نرفته از سینه نازنین خوبی تو هست تا ابد در این آیینه.. نازنین دلتنگتم آری نازنین تو کجایی؟ خوابی یا که خواب در بیداری؟! ...
نویسنده :
سپیدار
23:20
دل و دماغ پست گذاشتن...
نمیدونم حوصله ی نوشتنم نمیاد وقتی کسی هم نمینویسه یا نمیخونه.... پارسال... سانا بود آناهید رها پاسرا هلن همه پست گذاشتن... الان هیچکس ! ..... اینروزا آهنگ جدیدم نمیاد .. داییم دوتا کتاب برام کادو آورده که واقعا عاشقش شدم حوصله ندارم دستمم سوخت.....
نویسنده :
سپیدار
13:06
رو
رو آن ربابی را بگو مستان سلامت میکنند وآن مرغ آبی رو را بگو...
نویسنده :
سپیدار
20:02






