وبلاگموبلاگم، تا این لحظه: 5 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره
⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡، تا این لحظه: 5 سال و 3 ماه و 6 روز سن داره

مُهمَلاتِ یک ذهن پر از انباشته های احساسی و ادبی

الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ☘🌱

خسته کننده

سلام به همه... اتحاد نی نی وبلاگی _بهار... بهار عزیز شما خیلی خوب هستی ولی دیگه برای این ۴ ماه بسه ! تو ناراحتی... درسته بیای به سانا بگی عقده ای؟ به آوا بگی شاخ؟ به اسرا بگی چسناله؟ همه اینا به کنار... چراا میای اذیت میکنی؟ نازلی از نی نی وب رفت خیال کردی ایول ! من بیرونش کردم؟ خیر..برو پستای قبلمو بخون نازلی برا درساش رفت😏😏 نه مثل تو که ۲۴ ساعته آنی🙄🙄😒 تا بهار نره منم میام اتحاد نی نی وبلاگ  پ.ن پست دیروز اتفاقی پاک شد😪😪
12 شهريور 1401

شهر آشوب

قلبمو با آرزو دوباره در آمیختی از روزی که اومدی شهرو به هم ریختی از روزی که اومدی زندگی آغاز شد هر چی در بسته بود به روی من باز شد هر چی در بسته بود به روی من باز شد از روزی که اومدی زندگی سامون گرفت قصه ی مرگ باز انگار تو سینه باز جون گرفت از روزی که اومدی مرغ دلم پر گرفت لب های با خنده قهر ، خنده رو از سر گرفت لب های با خنده قهر ، خنده رو از سر گرفت عشق به در میزنه اونو جوابش نکن اون که تو هر طرف بود تازه خرابش نکن یه عمره روزو شبا نشستمو میشمارم این همه انتظارو نقش بر آبش نکن از روزی که اومدی مرغ دلم پر گرفت لب های با خنده قهر ، خنده رو از سر گرفت لب های با خنده قهر ، خنده رو از سر گرفت ...
11 شهريور 1401

خسته از هرچی که بود ، خسته از هرچی که هست.. باز دلم مثل همیشه خالیه

سلام به همه ، خوبید ؟ خوشید ؟ سلامتید؟ منکه سردرد امونم رو بریده هر از چند گاهی میاد و تا آخر شب نمیره دیشب  رفتم خرید برای اتاقم یه چراغ جدید گرفتم بعدم رفتم خونه بابابزرگم کل فامیل بودن😅 شبشم بیخواب شده بودم ساعت ۲ شب از خواب پریدم خوابمم نیومد رفتم یه کتابی که خرداد خریده بودمو باز کردم بنا به خوندن کردم تا جایی رفتم که وینس مرد..(ساعت ۳ بود ) بعدن خوابیدم باز امروز اومدم خوندم ولی دیگه دیدم دادم سرسری میخونم سردردمم عود کرد ، یه عود روشن کردم رفت تو مغزم بوش الانم اینجا در خدمت شما هستم🙃🙃🙃 ...
11 شهريور 1401

روزهای گاهی سپید ، گاهی سیاه برای من پارت ۲۷

سایه نگاهی به کتی انداخت و گفت : _کی ؟ کتی با لحنی لوس گفت : _همش کتاب کتاب کتاب کتاب! سایه نفس راحتی از سر آسودگی کشید و به خنده افتاد کتی گفت : _خوب مگه اشتباه میگم؟ جو نگاهی از سر تاسف انداخت و گفت : _کتاب بیشتر از عشقه! یه جهان دیگه است.. سایه گفت : _اگه بیخیال نمیشید ، حداقل به من کمک کنید دوروز دیگه باید برم جو که سرگرم جمع کردن خودش از روی زمین بود گفت: _کلا نمیشه یبار تو عمرت کارات حماسی نباشه؟ اه ، همش یهو میای میگی من دوروز دیگه میرم لندن.. عزیزم مگه اینجا کتابفروشی دسته دوم کنا اینجاست که با یه اشاره بری و بیای... . ...
10 شهريور 1401

۱ سپتامبر😊😊🙂❤️

لینک فیلم بالا امروز هری جیمز پاتر یا فکر کنم الان بچه هاش (چون ۴۱ سالشه😅😅) از سکوی ۹.۳/۴ ایستگاه گینترگراس رد میشه و میره به قطار هاگوارتز🙂🙂🤏🏻 توی خارج همه امروز اینجان و صد البته که مدرسه ها اونجا شروع شده😅😅 اگه خواستید لینکشو بزارم🙂🙂❤️ ...
10 شهريور 1401

گره ای

گره ای بسته ام ساعتی دقیقه به دقیقه ثانیه به ثانیه هر لحظه به یاد تو..
8 شهريور 1401