دخترک به خیال خام خویش میپندارد
دخترک به خیال خام و تباه خویش میپندارد اگر هوا ابری شود روز خوش شانسی است.. و چه سنگ دل آسمانی که ابر و باران را دریغ کرد تا دخترک .. تا ابد دلشکسته و متاثر بماند...
احتیاجات...
به خودم گاهی نیاز دارم خودم باشم خود عزیز زیبای مهربانم در خلا سرد روزگار غریبانه دستم را روی شانه های دردمندم بگذارم فارغ از هر غم فارغ از هرچیز در پاییزی که تنها از روی دلسردی هایش میشود فهمید ، بودنش را خودم را میخواهم هدیه بدهم بل خودم با خودم بخندم و غصه هایم را حل کنم خودم را بدهید... من میروم تا افق و کرانه ها ی آن دست دست خودم.. ۷/۳۰ فریاد تنها
باران نمی بارد
نمی دانم چرا دیگر نباریده است بارانی بر این بام خاکی و درختان شهرمان نمیبارد باران به دستان خشک و زخمی کشاورز نمی بارد باران به صورتهای بی نشاط و خسته ی دانش آموزان نمی بارد باران که با صدایش اندکی نشاط در دلها جان بگیرد و جوانه بزند نمی دانم ، نمی دانم ......نمی دانم چرا باران نمیبارد نمی دانم چرا تب هوای گرم طاقت فرسا نمی شکند اما میدانم ، دلم لک زده برای سرما برای درس خواندن در هوای ابری برای بوی نشاط انگیز خاک نم خورده برای شب بارانی برای خبر بخواب امروز تعطیل است چیزهایی که گمان نمیکنم ...
نویسنده :
سپیدار
12:47
چه چیزی برای گفتن می ماند ان وقت که همه چیزمان عیان است؟....
سلام علیکم خیلی وقته شرح حال ندادم ؟ خوب معلومه درگیر درس و یه سرماخوردگی ریز هستم😓
نویسنده :
سپیدار
13:39






