وبلاگموبلاگم، تا این لحظه: 5 سال و 4 ماه و 14 روز سن داره
⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡، تا این لحظه: 5 سال و 3 ماه سن داره

مُهمَلاتِ یک ذهن پر از انباشته های احساسی و ادبی

الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ☘🌱

در ثنای خدای متعال همین و بس

ای نوازنده دل های نژند. .کردم از جیب نظر تا دامن.. دیدم آن مهر بزرگ تو بلند.. تو عجب داده ای از مهر مرا  تو بزرگ خوانده ای از عشق مرا  من صدایت میزنم هردم ترا تو نگاهی میکنی پر معنا  دل من طاقت قهرت نبود  تو مگردان نگه از روی مرا  تو صدایم بکنی گوش کنم  غم هر دل که فراموش کنم  واگر درد سراغم اید  ذکر تو درد ز من میکاهد  واگر غم به سبویم بخورد  می عشقت تو خرابش بکند  ساقیان در کف عشق تو چه مدهوش شدند  تا کجا درگه تو عارف مدهوش کند  می تو کرده مرا مست سبویم نبود  جای کافی ز برای می و مستر دگر  همه کافی بخورم ...
1 خرداد 1402

خطابه بدورد

چون بمیرم-ای نمی دانم که؟-باران کُن مرا در مسیرِ خویشتن از رهسپاران کُن مرا خاک و باد و آتش و آبی کزان بِسرشتی ام وامگیر از من، روان در روزگاران کُن مرا آب را، گیرم به قدرِ قطره ای، در نیمروز بر گیاهی، در کویری، بار و باران کُن مرا مشتِ خاکم را به پابوس شقایق ها ببر وین چنین چشم و چراغ نوبهاران کُن مرا باد را همرزمِ طوفان کُن که بیخِ ظلم را بر کنَد از خاک و باز از بی قراران کُن مرا ز آتشم شور و شراری در دلِ عشّاق نِه زین قِبَل دلگرمیِ انبوهِ یاران کُن مرا خوش ندارم، زیرِ سنگی، جاودان خفتن خموش هرچه خواهی کُن ولی از رهسپاران کُن مرا                  &n...
23 ارديبهشت 1402

سایه و بازتاب از آینه های چرخان

اگر من دو درجه از کیفم فاصله ام تغییر کنه .. پرتو های علم چطور بهم برخورد کنه😂😂😂.؟💔💔💔
18 ارديبهشت 1402