تقدیر
مریم حسینیان نازنین جز اولین کسانی بود که دنیای رمان و قصه در نوجوانی من رو با رمان کوتاه ما اینجا داریم می میریم استارت زد
دقیقا ظهر روز ۲۱ خرداد وقتی امتحان تیزهوشان رو دادم بابام برام خرید اون کتابو و من نشستم رو تخت مامامان و بابام تو اتاقی که الان مال منه به تاج تخت تکیه دادم و شروع مردم به خوندن خط اول : خانم بودن به چه دردی میخورد ....
حس خوب اون کتاب بوی کولر و تابستان میداد بوی تهران قشنگی که از بچگی یادمه نه تهران مصنوعی فعلی ، اون تهرانی که کتابفروشی های ولیعصرش برای یک عمر زندگی کردن کفایت میکرد
چون توی مشهد بود امیدوار بودم بتونم یک روزی ببینمش
پارسال دنبال ایمیلش بودم بهش پیام بدم
و امروز وسط سرچ های گوگلم وقتی دنبال کتابش بودم که متوجه شدم ۱۰ مرداد ۱۴۰۴ دنیای بیهوده مارو ترک کرده و حالا جای بهتریه .
و مارو از لذت بردن از قلمش محروم کرده ....
دنیای نوجوونی منو با کتاباش ساخت امیدوارم حالا اون دنیا بهترین ها براش باشه و خدا به همسرش و پسرکوچیکش ارامش بده
براش صلوات میفرستید دیگه؟




تقدیر 




