اینک
اینک صدای زمزمه تلخ لحظه
خوابم پرانده است
سردی لحظه ها همه عمرم گرفته است
اینک وجود من
از سردی وجود تو ای مهربان من
رنجان و خسته است
در بهت این هوس
در بهت این هوس که تورا باز بینمت
روزی نخفته ام
شبهای تار را
با فکر های تو
هردم خیال تو
آرام و بیصدا
هرشب گذشته است
با من بیا و بین
این روزگار تلخ
مارا کجا برد
در انزوای نور
ای بالهای من
امواج نور تو
ای شعر های من
دستان چون بلور تو ای آسمان من
ای روح پر غرور
بر چشم درا
ای صبح بی غروب
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی




اینک 

