وبلاگموبلاگم، تا این لحظه: 5 سال و 4 ماه و 6 روز سن داره
⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡، تا این لحظه: 5 سال و 2 ماه و 22 روز سن داره

مُهمَلاتِ یک ذهن پر از انباشته های احساسی و ادبی

الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ☘🌱

سهراب سپهری

1404/4/29 13:35
نویسنده : سپیدار
158 بازدید
اشتراک گذاری

شب آرامي بود

ميروم در ايوان، تا بپرسم از خود

زندگي يعني چه؟

مادرم سيني چايي در دست

گل لبخندي چيد، هديه‌اش داد به من

خواهرم تكه‌ي ناني آورد، آمد آنجا

لب پاشويه نشست

پدرم دفتر شعري آورد، تكيه بر پشتي داد

شعر زيبايي خواند، و مرا برد به آرامش زيباي يقين

با خودم مي‌گفتم:

زندگي، راز بزرگيست كه در ما جاريست

زندگي فاصله‌ي آمدن و رفتن ماست

رود دنيا جاريست

زندگي، آبتني كردن در اين رود است

وقت رفتن به همان عرياني، كه به هنگام ورود آمده‌ايم

دست ما در كف اين رود به دنبال چه مي‌گردد؟

هيچ!!!

زندگي، وزن نگاهي است كه در خاطره‌ها مي‌ماند

شايد اين حسرت بيهوده كه بر دل داري

شعله‌ي گرمي اميد تورا خواهد كشت

زندگي درك همين اكنون است

زندگي شوق رسيدن به همان

فردايي است، كه نخواهد آمد

تو نه در ديروزي، و نه در فردايي

ظرف امروز، پر از بودن توست

شايد اين خنده كه امروز، دريغش كردي

آخرين فرصت همراهي با، اميد است

زندگي ياد غريبي است، كه در سينه‌ي خاك

به جا مي‌ماند

زندگي، سبزترين آيه، در انديشه‌ي برگ

زندگي، خاطر يك قطره، در آرامش رود

زندگي، حس شكوفايي يك مزرعه، در باور بذر

زندگي، باور درياست در انديشه‌ي ماهي، در تنگ

زندگي ترجمه‌ي روشن خاك است، در آيينه‌‌‌ي عشق

زندگي، فهم نفهميدن‌هاست

زندگي، پنجره‌اي باز به دنياي وجود

تا كه اين پنجره باز است، جهاني با ماست

آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست

فرصت بازي اين پنچره را دريابيم

در نبنديم به نور، در نبنديم به آرامش پرمهر نسيم

پرده از ساحت دل برگيريم

روبه اين پنجره، با شوق، سلامي بكنيم

زندگي، رسم پذيرايي از تقدير است

وزن خوشبختي من، وزن رضايتمنديست

زندگي، شايد شعر پدرم بود كه خواند

چاي مادر، كه مرا گرم نمود

نان خواهر كه به ماهي‌ها داد

زندگي شايد آن لبخنديست، كه دريغش كرديم

زندگي زمزمه‌ي پاك حياتست، ميان دو سكوت

زندگي، خاطره‌ي آمدن و رفتن ماست

لحظه‌ي آمدن و رفتن ما تنهاييست

من دلم مي‌خواهد

 قدر اين خاطره را دريابيم

سهراب سپهري

پ.ن

یکی این اهنگای داریوشو از من بگیره کم بدبختی دارم اونا رو هم گوش میدم دپرس تر میشم

پسندها (1)

نظرات (3)

اسࢪاء|Asraاسࢪاء|Asra
30 تیر 04 21:32
من بعد از مدتها که رفتم سراغ ادبیات فارسی،قشنگترین شعرایی که خوندم مال سهراب سپهری بودددد،خیلی شعراش قشنگنننن>>>>>
سپیدار
پاسخ
این سه سال پیش روت رو تو اوقات فراغتت فقط کتاب بخون گوشی رو پرت کن (البته یجوری که نشکنه چون گرونه) و فقط کتاب ...یکاری کن کل کتابخونه های شهرتون رو فتح کنی
سمیراسمیرا
31 تیر 04 16:28
سلامی گرم به کنکوری فعلی
از طرف کنکوری سابق
چطوری؟))))
سپیدار
پاسخ
با تکنیک خر خفت سگ ذلت دارم درس میخونم ...😶
اسࢪاء|Asraاسࢪاء|Asra
4 مرداد 04 16:24
آره دقیقا همین کارو دارم میکنم،قبل آزمون منتظر بودم که تموم بشه و برم توی کتابخونه ها زندگی کنممم.
راستی سایهههه،ارتودنسی کردمممم
سپیدار
پاسخ
یکی از اشناهامون رفته دماغشو عمل کرده (هم سن منه)
بعد من مامانم سوسک پلاستیکی برام نمیخره🙂