همین چند دقیقه پیش
فکر کنم ساعت ۲ و ۳۵ بود
بغض کرده بودم از هدفام از کارام از درسام از همه چی تا اشکهام داشت می ریخت اذون گفتن .....یادم افتاد هنوز یکی دارم به فکر من بی فکر باشه
خدایا من اشتباه کردم دنبال راه های دیگه بودم برای مشکلاتم راه چاره همه مشکلات من تویی به خودت قسم از روزی که نماز برام بی اهمیت شد و نخوندم اینهمه داغون شدم ....
سایه با بغض
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی




همین چند دقیقه پیش 


