وبلاگموبلاگم، تا این لحظه: 5 سال و 4 ماه و 3 روز سن داره
⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡، تا این لحظه: 5 سال و 2 ماه و 19 روز سن داره

مُهمَلاتِ یک ذهن پر از انباشته های احساسی و ادبی

الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ☘🌱

شعر از سعدی

1403/4/21 1:06
نویسنده : سپیدار
216 بازدید
اشتراک گذاری

همه عمر برندارم سر از این خمار مستے

که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستے

تو نه مثل آفتابے که حضور و غیبت افتد

دگران روند و آیند و تو همچنان که هستے

چه حکایت از فراقت که نداشتم ولیکن

تو چو روی باز کردی در ماجرا ببستی

نظرے به دوستان کن که هزار بار از آن به

که تحیتے نویسے و هدیتے فرستے

دل دردمند ما را که اسیر توست یارا

به وصال مرهمے نه چو به انتظار خستے

نه عجب که قلب دشمن شکنے به روز هیجا

تو که قلب دوستان را به مفارقت شکستے

برو اے فقیه دانا به خدای بخش ما را

تو و زهد و پارسایے من و عاشقے و مستے

دل هوشمند باید که به دلبرے سپارے

که چو قبله‌ایت باشد به از آن که خود پرستے

چو زمام بخت و دولت نه به دست جهد باشد

چه کنند اگر زبونے نکنند و زیردستے

گله از فراق یاران و جفاے روزگاران ...

نه طریق توست سعدی کم خویش گیر و رستے!

#سعدی.

꧁

پسندها (7)

نظرات (1)

مامان و بابامامان و بابا
8 مرداد 03 23:24
سلام 
وقتتون بخیر 
ممنونم از اینکه وبلاگ منا می بینید 
غذای تو عکس کله و پاچه ست😀 
سپیدار
پاسخ
بله ممنونم