وبلاگموبلاگم، تا این لحظه: 5 سال و 4 ماه و 5 روز سن داره
⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡، تا این لحظه: 5 سال و 2 ماه و 21 روز سن داره

مُهمَلاتِ یک ذهن پر از انباشته های احساسی و ادبی

الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ☘🌱

کاش چون پاییز بودم

1402/9/11 22:36
نویسنده : سپیدار
199 بازدید
اشتراک گذاری

کاش چون پاییز بودم...کاش چون پاییز بودم

کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم

برگهای آرزوهایم یکایک زرد میشد

آفتاب دیدگانم زرد میشد

آسمان سینه ام پر درد میشد

ناگهان طوفان اندوهی بجانم چنگ می زد

اشکهایم همچو باران

دامنم را رنگ میزد

وه...چه زیبا بود پاییز بودم

وحشی و پرشور و رنگ آمیز بودم

شاعری در چشم من می خواند....شعری آسمانی

در کنار قلب عاشق شعله می زد

در شرار آتش دردی نهانی

نغمه ی من...

همچو آوای نسیم پر شکسته

عطر غم میریخت بر دلهای خسته

پیش رویم

چهره ی تلخ زمستان جوانی

پشت سر

آشوب تابستان عشقی ناگهانی

سینه ام منزلگاه اندوه و درد و بدگمانی

کاش چون پاییز بودم،کاش چون پاییز بودم

فروغ فرخزاد

پسندها (1)

نظرات (1)


12 آذر 02 8:35
یادش بخیر پارسال همین موقع ها بود که من این شعرو تو کلاسمون خوندم 
خیلی قشنگه
تو باید یه کتاب بنویسی از گلچین شعرا
یه کتابم بنویسی از شعرای خودت
شعرای خیلی زیبایی انتخاب میکنی
سپیدار
پاسخ
جالبه..