هوای یار کردم!

دل از همه بریدم
سر زیر پر کشیدم
از آینه هم گذشتم
اما به خود رسیدم
وقتی که دیدم ای داد
موندن خودش عذابه
هرچی میپرسم از عشق
یه حرف بیجوابه
هوای یار کردم، ترک دیار کردم
هوای یار کردم، ترک دیار کردم
هوای دل سپردن، هوای پروازم شد
مردن من در قفس لحظهی آوازم شد
من از دیار خواهش رخت سفر کشیدم
تا اوج بینیازی بیبال و پر پریدم
یه لحظه شد هزار سال، تاعشقمو شناختم
واسه یه لحظه بردن هستیمو یک جا باختم
وقتی که دیدم ای داد، موندن خودش عذابه
هرچی میپرسم از عشق، یه حرف بیجوابه
هوای یار کردم، ترک دیار کردم
هوای یار کردم، ترک دیار کردم
خواب سفر همیشه خواب شبای من بود
نیاز من رسیدن از خود رها شدن بود
در جستجوی معنی معنای زنده بودن
از خود رها شدم من از این اسیر در تن
دل از همه بریدم سر زیر پر کشیدم
از آینه هم گذشتم اما به خود رسیدم
وقتی که دیدم ای داد، موندن خودش عذابه
هرچی میپرسم از عشق، یه حرف بیجوابه
هوای یار کردم، ترک دیار کردم
هوای یار کردم، ترک دیار کردم




هوای یار کردم! 



