وبلاگموبلاگم، تا این لحظه: 5 سال و 4 ماه و 4 روز سن داره
⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡، تا این لحظه: 5 سال و 2 ماه و 20 روز سن داره

مُهمَلاتِ یک ذهن پر از انباشته های احساسی و ادبی

الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ☘🌱

Hi

Hello I do not have anything to say! Some people misunderstand others Unfortunately, no one else understands We are not going to see ourselves better and more important just because of small posts (such as rank and position in exams)!
4 اسفند 1400

خدایا

خدایا سلام خوبی ؟ این نامه ام رو با تایپ می‌نویسم ولی میدونی که نامه هارو خودت با دقت میخونی و با حوصله جواب میدی ..... خدایا ازت یک خواهش کوچیک کوچیک دارم ظهور عزیز زهرا رو تعجیل بفرما  آمین
3 اسفند 1400

سلام

خوبین؟ عکس زیر نتی است گربه ها که خوبن🙂 از دست اما و لوسی تمام کابل هاپو با محافظ پوشوندم که خیلی هم کیوت شد😍😍 اما خانم کمی آدم تر شده😂😂 البته پس از جنگی که با گربه ی حیاطمان داشت😂🤣🤣🤣 لوسی هم لوس تر از قبل 😂(میره رو کتابای مامانم میشینه بهش خوراکی بده😐) خواهرم رفته نمیدونم قسمت چند هری پاتر رو دانلود کرده : سووووووروسی نکن(اسنیپ )😐  هررری اومممد😐😐 بدووووو هرمیون نههههه😑😑😑😑 مالفوی خنگ😐😐😐😐😶 ...
22 بهمن 1400

کی گفته من نیستم😃😃😃

سلام سلام  سایه هستم صدای منو از تریبون رسمی وبلاگم میشنوید😎😎😎 راستش این پست قراره غمگین باشه☹🙁 ماجرا از این قراره که آدم تو این کرونا دلتنگ میشه  دلتنگ بعضی چیزهایی که قبلا قدرشونو درست نمی‌دونست...🖤💔 وقتی کرونا کمرنگ تر شد ، کم کم خوشی های زندگی به من نزدیکتر شد🙂 ولی در عرض سه روز با اومدن سویه او میکرون ، کلا تمام خوشی هامون ازمون گرفته شد💔🖤 مدرسه ای که جمعا سه هفته هم نشد🖤💔 دوستایی که هیچوقت از نزدیک همو ندیده بودیم💔🖤 امتحانات مجازی به شدت مضخرف دوباره اومد🖤💔💔💔💔😤 دوستان و فامیل ها رو نزدیک به دو هفته ندیدم🖤💔🖤💔 رنگ بیرون رو فکر کنم دیگه ندیدیم🙂💔🖤 و تمام خوشی هایی که از...
17 بهمن 1400

روزمره های کسل کننده🤍🤍🤍🤍🤍

سلام  ۱۴۰۰/۱۱/۲ بالاخره ۴ روز از امتحانات گذشته ، چند روزی هم مدرسه استراحت داده که فردا آخرین روزشه😶😶 هیچ حسی به کارهام ندارم ، انگار همه ی کارهای عقب افتادمو انجام دادم... فقط آهنگ گوش دادم و کتاب خوندم 😐 نی نی وبلاگ که میام گاهی یک یا دو کامنت دارم ، دیگه اغلب کمتر کسی پست میزاره . منم حس نوشتن ندارم. شهرمون سرد شده یعنی به معنای تمام🙂 هوا گاهی ابریه جوریه که دلم میخواد بزنم زیر گریه😅 و شبای مهتابی که حالمو میزون میکنه 🙂🙂🙂 خلاصه مشتاقانه منتظر شروع کلاسام که برای کارهام که اهدافی برای کارهام داشته باشم ، یا اینکه بیشتر به عید نزدیکتر بشم و این بهونه ای باشه برای نو شدن روز هام... ...
2 بهمن 1400

روزمره ها ، تصمیمات اخیرم ، دلتنگی هام

سلام ! اینروزها تصمیم گرفته ام مانند قدیم ها برای خودم بنویسم ، فقط و فقط برای خودم.🙂🙂 اینروزها سایه غمگین شده ، شور و شوقی ندارد .☹ یاد آن روزی که دوماه قبل لوازم تحریر گرفته بودم .... بخیر 🙂 اما واقعا دلم گرفته ... دلتنگ برای عصر های تابستان زمانی که پرتو های کمرنگ خورشید در زمان عصر به برگ های درختان برخورد می‌کرد و با بازتاب پرتوهای ملایم خورشید،  منظره ی شکوهمندی به جود می آمد.  آنگاه حتی بی احساس ترین انسان ها و مخلوقات جهان با دیدن این منظره به وجد می آیند. امروز رفتیم گل مریم خریدیم این کتاب شعر خیام رو خیلی دوست دارم ، جای جای برگه هاش پر از عطر گلهاست... واقعا خاطره انگیز و خوبه.. ت...
23 دی 1400

یلدا مبارک