وبلاگموبلاگم، تا این لحظه: 5 سال و 4 ماه و 4 روز سن داره
⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡، تا این لحظه: 5 سال و 2 ماه و 20 روز سن داره

مُهمَلاتِ یک ذهن پر از انباشته های احساسی و ادبی

الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ☘🌱

مثنوی معنوی

بشنو این نی چون شکایت می‌کند از جدایی‌ها حکایت می‌کند کز نیستان تا مرا ببریده‌اند در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند سینه خواهم شرحه شرحه از فراق تا بگویم شرح درد اشتیاق هر کسی کو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش من به هر جمعیتی نالان شدم جفت بدحالان و خوش‌حالان شدم هر کسی از ظن خود شد یار من از درون من نجست اسرار من سر من از نالهٔ من دور نیست لیک چشم و گوش را آن نور نیست تن ز جان و جان ز تن مستور نیست لیک کس را دید جان دستور نیست آتش است این بانگ نای و نیست باد هر که این آتش ندارد نیست ب...
29 خرداد 1401

تصمیم گرفتم💪🏻

تصمیم گرفتم آدم باشم  وقتی یکی نیاز به تعریف داشت در تمجید از اون کم نزارم  وقتی یکی نیاز به همدردی داشت در همدردی به اون کم نزارم وقتی یکی ناراحت بود خودمو بکشم تا یکم بخنده  وقتی یکی دلش گرفته بود غمشو برطرف کنم  تصمیم گرفتم خوب باشم ، چیزی که از ده ها قرن پیش سبک کردن خودشه  شاد کردن کسی ، خوب کردن حالش سبک بودن نیست ... آدمی که تلاش کنه بقیه حالشون خوب باشه و احساس بهتری نسبت به خودشون پیدا کنن بزار بگن سبک بی سیاسته..... نه برای روز قیامت ... نه برای رضا خدا ... نه برای ثوابای خودم ، برای اینکه روزی بقیه نگن نسل آدم منقرض شده.... تصمیم گرفتم آدم باشم💪🏻🤝🏻 آخه.... خیلی وقته آدمیت از ی...
10 ارديبهشت 1401

چهارشنبه سوری

خب خب خب  یکم از حالت تنبلی در اومدم و اومدم واستون خاطره ی چهارشنبه سوری ام رو بزارم خب شب قبلش من داشتم مثل بچه ی خوب برای معلما کارت پستال درست میکردم که یه نگاه به گوشیم گردم و.... بلهههه تعطیل شد😐💔 منم رفتم کلی بازی و آخرش یه نوشیدنی گاز دار با طعم انبه خوردم و خواب  فردا ساعت ۹ صبح پشت خونمون یک ترقه انداختن که قلبم و مغزم و همه داشتن از ترس سکته میزدن!😐💔💔💔 من و خواهرم پاشدیم و من نت وصل کردم که داییم اومد🙂🙂🙂 دیگه یکم با دایی حرف زدیم منم رفتم ترکیب محبوبم رو زدم به رگ ! ساقه طلایی و چای!☺🙂🙂🙂 اومدم نی نی وبلاگ مثل همیشه هیچکس نبود ! بعد رفتم پینترست و بعدش گروه واتساپ کلاسمون!  ...
27 اسفند 1400

حال خوب من

 چند روز دیگه که تعطیل بشیم ، بهاره.... بوی گل و سبزه و چمن و دشت تو نفس هامون پیدا میشه..  نمیگم که حتی اون بوی شوینده خونه تکونی چه حالی داره ؟ سیخونک به شیرینی عید... نوشتن تند و تند تکالیف .... خواب تا لنگ ظهر... بلبل... سبزه.... توی شهر ما یه کوچه ای هست که عید که میشه فقط جا داره برای دیدن! سبزه ... سنبل ... ماهی.. لوازم هفت سین... سمنو... سبزی سبزی لو... آکواریوم پر از ماهی‌های قرمز و سیاه ! ماهی  های پرورشی برای سبزی پلو! وای خدا! کلی دسته ها و خوشه های گندم! اصلا عید برای من همون کوچه است! بخش دوم مرورگر شما از پخش کننده پشتیبانی...
16 اسفند 1400

وقتی واقعا از همه چیز خسته ای چیکار میکنی ؟

زندگی از نظر من : زندگی از نظر من  شمع و پروانه و گل است  زندگی در نظر من  قصه ی سوسن و گل است زندگی را می‌توان  مثل یک قصه نمود  گاه شیرین و گهی  تلخ و پر غصه نمود  خنده هایی که پر از  عطر سبز گلهاست  یا که آن اخم بزرگ  که مثل صاعقه هاست  زندگی جان من است  درد و درمان من است  کاش میشد که بفهم  زندگی نام من است...
8 بهمن 1400

روزمره های کسل کننده🤍🤍🤍🤍🤍

سلام  ۱۴۰۰/۱۱/۲ بالاخره ۴ روز از امتحانات گذشته ، چند روزی هم مدرسه استراحت داده که فردا آخرین روزشه😶😶 هیچ حسی به کارهام ندارم ، انگار همه ی کارهای عقب افتادمو انجام دادم... فقط آهنگ گوش دادم و کتاب خوندم 😐 نی نی وبلاگ که میام گاهی یک یا دو کامنت دارم ، دیگه اغلب کمتر کسی پست میزاره . منم حس نوشتن ندارم. شهرمون سرد شده یعنی به معنای تمام🙂 هوا گاهی ابریه جوریه که دلم میخواد بزنم زیر گریه😅 و شبای مهتابی که حالمو میزون میکنه 🙂🙂🙂 خلاصه مشتاقانه منتظر شروع کلاسام که برای کارهام که اهدافی برای کارهام داشته باشم ، یا اینکه بیشتر به عید نزدیکتر بشم و این بهونه ای باشه برای نو شدن روز هام... ...
2 بهمن 1400

روزمره ها ، تصمیمات اخیرم ، دلتنگی هام

سلام ! اینروزها تصمیم گرفته ام مانند قدیم ها برای خودم بنویسم ، فقط و فقط برای خودم.🙂🙂 اینروزها سایه غمگین شده ، شور و شوقی ندارد .☹ یاد آن روزی که دوماه قبل لوازم تحریر گرفته بودم .... بخیر 🙂 اما واقعا دلم گرفته ... دلتنگ برای عصر های تابستان زمانی که پرتو های کمرنگ خورشید در زمان عصر به برگ های درختان برخورد می‌کرد و با بازتاب پرتوهای ملایم خورشید،  منظره ی شکوهمندی به جود می آمد.  آنگاه حتی بی احساس ترین انسان ها و مخلوقات جهان با دیدن این منظره به وجد می آیند. امروز رفتیم گل مریم خریدیم این کتاب شعر خیام رو خیلی دوست دارم ، جای جای برگه هاش پر از عطر گلهاست... واقعا خاطره انگیز و خوبه.. ت...
23 دی 1400

یلدا مبارک