وبلاگموبلاگم، تا این لحظه: 5 سال و 4 ماه و 6 روز سن داره
⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡، تا این لحظه: 5 سال و 2 ماه و 22 روز سن داره

مُهمَلاتِ یک ذهن پر از انباشته های احساسی و ادبی

الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ☘🌱

چهارمین ماهگرد وبمو اتفاقات اخیر دل پر من از مهر ماهی که میگذره

از خستگی دادم جون میدم زیر کوله باری از تکالیف هوای پاییز اصلا جالب نیست نه بارونی و سرمایی حدود ۵ دقیقه دیگه باید برم سر کلاس ویولن تکالیف زیاده یادم میاد از روزای قشنگی که قدرشونو ندونستم و حالا باید حسرت بخورم خسته شدم و کم آوردم نی نی وبلاگ  روزنوشتی که کم کم باید باهاش خداحافظی کنم دلم میخواد برم شمال.... دوباره عطر خنده هام همه جارو پر کنه ولی.... لبخندم پست ماسک محو شده برای خودم : G عزیزم  زندگی سراسر مشکلاته و تو هنوز اول راهی  خودتو نباز..... کتاب های درسی جای کتاب های داستان و رمانای عزیزمو گرفتن. دلم میخواد با خیال راحت یک شاخه گل به دست بگیرم و برم ...... یاد س...
22 مهر 1400

در نا امیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است😍🤩

سلام  عزیزان باورم نمیشه  بعد پست قبلی با حالت ناراحتم نشستم و کتاب ویولن دستم گرفتم و همزمان آهنگ محبوبم رو پلی کردم (باز ای الهه ی ناز ) دیدم من میتونم اینو بزنم😶😶🧐🧐😳😳😳 شروع کردم به زدن😳😳 در کمال تعجب درست بود...... باورم نمیشه  دوستای گلم دعا کنید تا شنبه همینطور عالی بزنم تا استادم ببینه ( خیلی انرژی منفی نیده و غر میزنه😒 حالا ببینه چطور میزنم😊😊😊) خیلی حالم خوبه شدش  دوستان دعا کنید درست باشه😭 مینویسم به رسم یادگار.....
24 شهريور 1400

به نام آنکه هیچوقت مرا تنها مذاشت

بیاین دنیامونو رنگی تر بکنیم : شما دوست خوب من بیا روزی ۱ صفحه فقط ۱ صفحه یک مطالعه سطحی بکن دنیایی که آدماش عاشق کتاب باشن رنگی تره😉
16 شهريور 1400

به وقت متن🌱🌱🍃🍃🍃🍃

گاه باید جهان را رها کرد و  بدون دغدغه های فکری فنجانی چای نوشید گاه باید در شرایط سخت  بیخیال دنیا شد و فنجانی چای بدور از مشکلات نوشید شاید همین فنجان چای کلید همه ی مشکلات دنیا باشد..... فقط جهان را به حال خود بگذار و فنجانی چای بنوش..... ...
16 شهريور 1400

به نام خدا اندراحوالات این روزها

اینروزها خیلی روزهای جالبی نیستند  چون شهریور کلا دلگیر و کسل کننده است حالا کرونا هم هست  قوز بالای قوز😁 تصمیم دارم از این به بعد اینجا اینگلسی بنویسم  جالبه نه؟😉
8 شهريور 1400

دل نوشت...

نوه ی پدربزرگ هستم🙂 دلم برای پاییز تنگ شده..... برای سرمای بیگانه ای که همچون تازیانه بر درختان می کوبد و همچون بارانانی برگ های آنها را فرو می ریزد............... حقیقتا از تابستان خسته شده ام ( این تصمیم در زمستان به پشیمانی ختم میشود😉🤭) از این گرمای طاقت فرسا  از این تنهایی سهمگین من دختر پاییزم ، آری من دختر پاییزم..... ...
6 شهريور 1400

بازگشت نوه ی پدربزرگ

سلام علیکم  اینجانب دوباره پس از مدت ها برگشتم و حالا درخدمت شما هستم 🙂 میدونید راستش از بعد  قبول شدنم تو سمپاد دیگه یادم رفت بیام (ایشالله قبولیم تو کنکور😉پزشکی😇) بعدش هم که استاد ویلونم کلی کلی درس داد که من تمرین کنم و اصلا بعد تمرینات حس نوشتن نبود  این روزها وقتم رو صرف چه کارهایی میکنم : نماز و دعا مطالعه زبان و مشق های زبان و...... تمرین وبلون نقاشی (عشق ترکیب رنگ ها باهم هستم) خیال پردازی برای داستان جدیدم کتاب خواندن مجموعه هری پاتر فیلم دیدن آغاز به کار ...
21 مرداد 1400

دومین ماهگرد وبلاگم💕💕

باورم نمیشه ۲ ماه گذشت..... دوماه از روزی که وبلاگم رو شروع کردم گذشت امیدوارم همیشه همینطور با اشتیاق و علاقه بیام و از روزمرگی هام بنویسم💕💕💕🌹🌺🌺❤️🎻 تا بعد
21 مرداد 1400