دل که بگیره
صد گره را باز کردم دست را دمساز کروم کس نکرد برای من گرهی را باز دست کسی نشد دمساز گره ها کور سدند شنگ شدند قلب ها هم پر ز رنج شدند اما کز ندید نشان ز قلب من💔

دل که بگیره
دستانم
برای خودم.
نگرانی
سانا خانم زیر لفضلی میخوان
میدونید....
روزهای گاهی سپید ، گاهی سیاه برای من پارت ۲۴
از تعجب😦😦🤯🤯
دماوند...تهران