نزدیک میشم به سالگرد اسمانی شدن بهترین مامان بزرگ دنیا
روانت شاد و دلت خوش و امیدوارم این روزها بتونی تمام سختی های زندگیتو جبران کرده باشی
کاش مادر خودخواه من به جای اینکه از جانب من تصمیم میگرفت یکبار حماقت های پرتکرارشو کنار میگذاشت و به من فرصت وداع با تو ،عزیزترینم رو به من میداد در خاکسپاریت.
چهره تو در سنگ قبر هنوز با من حرف میزنه و نگاهش پر از صدای تو هست
کاش میشد برم دم در خونه ات بیای و با چشم های کم سو ات منو با غارتگر اشتباه بگیری و یک کیسه پر از پارچه بهم بدی
کاش میشد برگردم به همون29 شهریور403 و دوباره از کنار حرم وسری سبز و نبات برات بگیرم و تو هم خوشحال بشی
میخواستم پارسال هم برات کادو بگیرم میدونی؟
شب قبل فوتت(البته به تاریخی که فهمیدم از دستت دادم) تو فکرش بودم
راستی
منو بخشیدی مگه نه؟
نوشته شده از من که مدتیه خودمو گم کردم و اسم ندارم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی




نزدیک میشم به سالگرد اسمانی شدن بهترین مامان بزرگ دنیا
