کی گفته من نیستم😃😃😃
سلام سلام سایه هستم صدای منو از تریبون رسمی وبلاگم میشنوید😎😎😎 راستش این پست قراره غمگین باشه☹🙁 ماجرا از این قراره که آدم تو این کرونا دلتنگ میشه دلتنگ بعضی چیزهایی که قبلا قدرشونو درست نمیدونست...🖤💔 وقتی کرونا کمرنگ تر شد ، کم کم خوشی های زندگی به من نزدیکتر شد🙂 ولی در عرض سه روز با اومدن سویه او میکرون ، کلا تمام خوشی هامون ازمون گرفته شد💔🖤 مدرسه ای که جمعا سه هفته هم نشد🖤💔 دوستایی که هیچوقت از نزدیک همو ندیده بودیم💔🖤 امتحانات مجازی به شدت مضخرف دوباره اومد🖤💔💔💔💔😤 دوستان و فامیل ها رو نزدیک به دو هفته ندیدم🖤💔🖤💔 رنگ بیرون رو فکر کنم دیگه ندیدیم🙂💔🖤 و تمام خوشی هایی که از...
نویسنده :
سپیدار
0:17
کرونا....
حلال کنید 😢😢 پ.ن وی یک سرماخوردگی خفیف گرفته رو به موت است😐😐😷😷😷😷🤕🤕
نویسنده :
سپیدار
2:10
یلدا مبارک
در خانه پدربزرگ جان بدون او دریغ از پارسال😢
نویسنده :
سپیدار
20:25
مادرم 🖤🖤🖤🖤🖤
سلام مادر🖤🖤🖤 دوباره عزادار شدم ، عزادار تو🖤🖤🖤🖤 مادر جانم🖤 مادر خوبم 🖤🖤 چه شد مادر جان؟ چرا صدای بغض های خفه از پشت در می آید؟😢 مادر! مادرجان! چند بغض را فرو خوردی ؟ چند اشک و ناله را فرو خوردی؟😢😢 مادر تورا به خدا یکبار دیگر صدایم بزن😢 مادر ، میدانی ؟ من یک شبه شکسته شدن پدر را به چشمم دیدم ! وقتی که گیسوان رنگ شب او ، یک شبه به سپیدی گشت😢 مادر جانم! تورا به خدا ، نه برای من ، بلکه برای شادی پدر ... فقط یکبار دیگر بلند شو🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤 مادر هرشب پای پیاده به دنبال مزار گمنامت هستم 😢 مادر جان خودت راه را نشانم بده 🖤🖤🖤 لعنت بر آن شب ظلمانی که غریبانه دختر رسول خدا را به خاک سپردند🖤🖤🖤😢😢😢😢 لعنت ...
نویسنده :
سپیدار
19:59
ماجرای امتحان من
خب خب بیاین از امتحان بگم از صبح کارمون گریه بود ، آدم رو مخ و همه همش خوندیم و خوندیم و من فقط انگار بلندگو قورت داده باشم یکریز با صدای بلند شعر و آرایه گفتم و بقیه از من بدتر 😐 با هر زنگی که اعلام میکرد به رنگ ادبیات نزدیکتر میشیم فقط جیغ میزدیم 😐😐😑😑(حرفی ندارم) و حالا لحظه پر استرس فرا رسید معلم اومد گفت اگه چیزی بلدید بیاید بگید و هر چی یادتون نبود بشینید تا زنگ بعد بپرسم من رفتم دوتا دادم و نمره رو گرفتم🥳🥳🥳🧿🧿🧿🧿🧿🧿 زنگ بعد کلاس درگه اومدن کلی سوال که سایه این درس ها چیاست و چی 😄😄😄😁😁 خلاصه زنگ بعد رسید اومدم بیت دوم شعر رو بگم بجاش این آهنگ اومد تو ذهنم😐 وقتی تو گریه میکنی بعد برای ...
نویسنده :
سپیدار
13:56
ماجرا های مدرسه ، بدبخت
مینویسم برات که یادگار بمونه که همیشه اشکمو در میاری
هییییی
خسته شدم اصلا واقعا خسته شدم







