وبلاگموبلاگم، تا این لحظه: 5 سال و 4 ماه و 13 روز سن داره
⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡، تا این لحظه: 5 سال و 2 ماه و 29 روز سن داره

مُهمَلاتِ یک ذهن پر از انباشته های احساسی و ادبی

الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ☘🌱

اواز عشق🌸❤️

هر نفس آواز عشق می‌رسد از چپ و راست ما به فلک می‌رویم عزم تماشا که راست ما به فلک بوده‌ایم یار ملک بوده‌ایم باز همان جا رویم جمله که آن شهر ماست خود ز فلک برتریم وز ملک افزونتریم زین دو چرا نگذریم منزل ما کبریاست گوهر پاک از کجا عالم خاک از کجا بر چه فرود آمدیت بار کنید این چه جاست بخت جوان یار ما دادن جان کار ما قافله سالار ما فخر جهان مصطفاست از مه او مه شکافت دیدن او برنتافت ماه چنان بخت یافت او که کمینه گداست بوی خوش این نسیم از شکن زلف اوست شعشعه این خیال زان رخ چون والضحاست در دل ما درنگر هر دم شق قمر کز نظر آن نظر چشم تو آن سو چراست خلق چو مرغابیان زاده ز دریای جان ...
6 خرداد 1402

هما

اگر از هما بپرسی  که کجا خانه ی دل هست  به جواب تو بگوید  نتوان خانه دل رفت  در این خانه چه قفل است  نتوان رفت به انجا  به جز اینکه تو بگویی  که علیست حامی ما  در هر خانه که باشد  که دران قفل بماند همه از نام علی او  نتوان قفل بماند گره از هر چه که خواهی  بکند باز که نامش  شده است شفای هر جان  همه شیعه ها علی جان..
1 خرداد 1402

در ثنای خدای متعال همین و بس

ای نوازنده دل های نژند. .کردم از جیب نظر تا دامن.. دیدم آن مهر بزرگ تو بلند.. تو عجب داده ای از مهر مرا  تو بزرگ خوانده ای از عشق مرا  من صدایت میزنم هردم ترا تو نگاهی میکنی پر معنا  دل من طاقت قهرت نبود  تو مگردان نگه از روی مرا  تو صدایم بکنی گوش کنم  غم هر دل که فراموش کنم  واگر درد سراغم اید  ذکر تو درد ز من میکاهد  واگر غم به سبویم بخورد  می عشقت تو خرابش بکند  ساقیان در کف عشق تو چه مدهوش شدند  تا کجا درگه تو عارف مدهوش کند  می تو کرده مرا مست سبویم نبود  جای کافی ز برای می و مستر دگر  همه کافی بخورم ...
1 خرداد 1402

خطابه بدورد

چون بمیرم-ای نمی دانم که؟-باران کُن مرا در مسیرِ خویشتن از رهسپاران کُن مرا خاک و باد و آتش و آبی کزان بِسرشتی ام وامگیر از من، روان در روزگاران کُن مرا آب را، گیرم به قدرِ قطره ای، در نیمروز بر گیاهی، در کویری، بار و باران کُن مرا مشتِ خاکم را به پابوس شقایق ها ببر وین چنین چشم و چراغ نوبهاران کُن مرا باد را همرزمِ طوفان کُن که بیخِ ظلم را بر کنَد از خاک و باز از بی قراران کُن مرا ز آتشم شور و شراری در دلِ عشّاق نِه زین قِبَل دلگرمیِ انبوهِ یاران کُن مرا خوش ندارم، زیرِ سنگی، جاودان خفتن خموش هرچه خواهی کُن ولی از رهسپاران کُن مرا                  &n...
23 ارديبهشت 1402

سایه و بازتاب از آینه های چرخان

اگر من دو درجه از کیفم فاصله ام تغییر کنه .. پرتو های علم چطور بهم برخورد کنه😂😂😂.؟💔💔💔
18 ارديبهشت 1402