وبلاگموبلاگم، تا این لحظه: 5 سال و 4 ماه و 11 روز سن داره
⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡، تا این لحظه: 5 سال و 2 ماه و 27 روز سن داره

مُهمَلاتِ یک ذهن پر از انباشته های احساسی و ادبی

الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ☘🌱

شهریور و غم بی پایان

شهریور همیشه غم داشت مثل دل من.... هر لحظه که میگذشت از او برای من به تلخی بود دلگیری شهریور ها از پاییز هم سرد تر بود پاییز که می آمد تلخی شهریور تمام میشد اینروز ها بدجور دلم هوای پاییز را کرده
30 مرداد 1400

ماجرای امروز

من با پدرم اکثر اوقات میرم دوچرخه سواری حالا امروز از پدرم جلو زدم و رفتم تا در خونه دیدم بابام نیست😥😳 دوباره دور زدم دیدم تازه داره میاد باز زدم جلو دیدم نیست 😳 دیدم داره از پشت پارک میاد باز رفتم پشت پارک نبود😳 امروز کل شهرمون رو دور زدم 😅😅😅 ...
25 مرداد 1400

ماجرای امروز

من با پدرم اکثر اوقات میرم دوچرخه سواری حالا امروز از پدرم جلو زدم و رفتم تا در خونه دیدم بابام نیست😥😳 دوباره دور زدم دیدم تازه داره میاد باز زدم جلو دیدم نیست 😳 دیدم داره از پشت پارک میاد  باز رفتم پشت پارک نبود😳 امروز کل شهرمون رو دور زدم 😅😅😅 ...
25 مرداد 1400

بازگشت نوه ی پدربزرگ

سلام علیکم  اینجانب دوباره پس از مدت ها برگشتم و حالا درخدمت شما هستم 🙂 میدونید راستش از بعد  قبول شدنم تو سمپاد دیگه یادم رفت بیام (ایشالله قبولیم تو کنکور😉پزشکی😇) بعدش هم که استاد ویلونم کلی کلی درس داد که من تمرین کنم و اصلا بعد تمرینات حس نوشتن نبود  این روزها وقتم رو صرف چه کارهایی میکنم : نماز و دعا مطالعه زبان و مشق های زبان و...... تمرین وبلون نقاشی (عشق ترکیب رنگ ها باهم هستم) خیال پردازی برای داستان جدیدم کتاب خواندن مجموعه هری پاتر فیلم دیدن آغاز به کار ...
21 مرداد 1400