وبلاگموبلاگم، تا این لحظه: 5 سال و 4 ماه و 13 روز سن داره
⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡⚡⚡🪄🔮Patterhead🔮🪄⚡⚡، تا این لحظه: 5 سال و 2 ماه و 29 روز سن داره

مُهمَلاتِ یک ذهن پر از انباشته های احساسی و ادبی

الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللَّهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ☘🌱

پست قبل خوب بود؟

خدا بیامرز پدربزرگم خیلی به چای سروقت اعتقاد داشت در یک ساعت معین از مغازش میومد خونه فقط به صرف چای این اواخر که دستاش میلرزید بازهم کتری سنگین رو می آورد که فقط به بهونه ی یک لیوان چای دور هم باشیم الان میفهمم اولویت چای نبود چای فقط بهونه بود ، بهونه ای برای دیدار...... الان هروقت که برای خودم یک لیوان چای میریزم میرم تو فکر و غرق خاطرات پدربزرگم میشم دلم برای چای آقا جان تنگ شده شاید هم برای خود آقا جان ، چای یک بهانه است.... ...
16 شهريور 1400

به وقت متن🌱🌱🍃🍃🍃🍃

گاه باید جهان را رها کرد و  بدون دغدغه های فکری فنجانی چای نوشید گاه باید در شرایط سخت  بیخیال دنیا شد و فنجانی چای بدور از مشکلات نوشید شاید همین فنجان چای کلید همه ی مشکلات دنیا باشد..... فقط جهان را به حال خود بگذار و فنجانی چای بنوش..... ...
16 شهريور 1400

به وقت متن🌱🌱🍃🍃🍃🍃

گاه باید جهان را رها کرد و بدون دغدغه های فکری فنجانی چای نوشید گاه باید در شرایط سخت بیخیال دنیا شد و فنجانی چای بدور از مشکلات نوشید شاید همین فنجان چای کلید همه ی مشکلات دنیا باشد..... فقط جهان را به حال خود بگذار و فنجانی چای بنوش..... ...
16 شهريور 1400

برای بهترین مادربزرگ دنیا

مادربزرگ عزیزم اینروزا اوضاع و احوال خوبی نداره😭😔 توروخدا دعا کنید کاریش نشه😔😔 خدایا من جونم به جونش بنده اگه کاریش بشه دیگه میمیرم😭😭😭😭 خواهشمندم دعا کنید خیلی حالش خوب نیست😭😭😭 نگرانشم خیلی خیلی ناراحتم 😭😭😭 در ضمن کرونا نداره مادربزرگم
16 شهريور 1400

برای بهترین مادربزرگ دنیا

مادربزرگ عزیزم اینروزا اوضاع و احوال خوبی نداره😭😔 توروخدا دعا کنید کاریش نشه😔😔 خدایا من جونم به جونش بنده اگه کاریش بشه دیگه میمیرم😭😭😭😭 خواهشمندم دعا کنید خیلی حالش خوب نیست😭😭😭 نگرانشم خیلی خیلی ناراحتم 😭😭😭 در ضمن کرونا نداره مادربزرگم
16 شهريور 1400

آقا من نمیدونم موضوع چی بزارم ، همینجوری باشه😆😂

من اومدم دوباره راجع چی بنویسم؟؟؟؟؟ همینجوری بدون موضوع 😆 خاطره دیشب : من و مادرم داشتیم توی نت کارامونو انجام میدادیم (ترم شروع شده برای کلاسای درسی و...) خواهرم گیر داده بازی کنیم ، بعد مامانم گفت وقت نداریم  دقیقا از ساعت ۹:۳۰ تا خود ۱۰:۱۵ که کارامون تموم بشه یکسره با آه میگفت هی خداا😐 آقا من هم آدرس وبلاگمو دادم به دوست قدیم از اون روز ول کن من نیست😐😐😐😐 گاهی اوقات یک فکر شیطانی میزنه به کله ام که آدرس اینجارو بدم به همون آدم اعصاب خوردکن 😁😁😏😏😏 یکریز فقط حرف میزنه ​​​​​ ...
16 شهريور 1400

آقا من نمیدونم موضوع چی بزارم ، همینجوری باشه😆😂

من اومدم دوباره راجع چی بنویسم؟؟؟؟؟ همینجوری بدون موضوع 😆 خاطره دیشب : من و مادرم داشتیم توی نت کارامونو انجام میدادیم (ترم شروع شده برای کلاسای درسی و...) خواهرم گیر داده بازی کنیم ، بعد مامانم گفت وقت نداریم دقیقا از ساعت ۹:۳۰ تا خود ۱۰:۱۵ که کارامون تموم بشه یکسره با آه میگفت هی خداا😐 آقا من هم آدرس وبلاگمو دادم به دوست قدیم از اون روز ول کن من نیست😐😐😐😐 گاهی اوقات یک فکر شیطانی میزنه به کله ام که آدرس اینجارو بدم به همون آدم اعصاب خوردکن 😁😁😏😏😏 یکریز فقط حرف میزنه ​​​​​ ...
16 شهريور 1400